Sidebar

Image result for ‫قرآن‬‎نویسنده : حسن پورقربان

 خداوند متعال در آيه‌ي هفتم از سوره‌ي آل عمران به صراحت گفته است كه قرآن كريم در كنار آيات محكم، مشتمل برآياتي ويژه،موسوم به « متشابهات»‌است . از همين آيه استفاده مي‌شود كه آيات متشابه بهگونه‌اي است كه فتنه‌انگيزان مي‌توانند با بهره‌گيري نادرست از تذويلآنها، عده‌اي را گمراه سازند. به عقيده‌ي برخي مفسران، همه‌ي فرقه‌هايگمراه در ميان مسلمين . با تمسك به اين آيات بر عقايد باطل خود لباس حقپوشيده‌اند. دانشمندان مسلمان و به ويژه تفسير پژوهان از ديرزمانپرسش‌هايي را درباره‌ي محكم و متشابه مطرح كرده و پاسخ آنها را از راه‌هايمختلف پي‌گرفته‌اند . برخي از اين پرسش‌ها عبارتند از : آيات متشابه دارايچه ويژگي‌هايي است؟ ورود آيات متشابه در قرآن مبتني بر چه حكمتي است؟چگونه مي توان به معناي حقيقي متشابهات دست يافت؟

كليد واژه‌ها :   محکم ، آيات محكم،‌ تنزيل ، تأويل ،‌ تفسير.

اشتمالقرآن بر آيات محکمات که استناد نص صريح « مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّأُمُّ الْكِتَابِ وَ أُخَرُ مُتَشَابِهاتٌ » و اختلاف نظر در فهم متشابهاتو برتافتن معاني متعدد كه موجب گرديده است تا قرآن « حَمَالٌ ذُو وُجوه » گردد.1 و امر به تدبر در همه‌ي قرآن: « كِتَابٌ أنزَلْنَاهُ إِلَيْكَمُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ » و لزوم پرهيز از گفتار به غيرعلم « وَلَاتَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ » [ اسراء (17)،‌ 36] همه و همهضرورت پژهشي پيرامون مسأله‌ي محكم و متشابه را روشن مي‌كند. از آن جا كهقرآن براي عموم مردم نازل شده و همگان مورد خطاب آن هستند و مردم نيز ازنظر درك و فهم معارف مختلف‌اند، آيات قرآن نيز بخشي محكم و بخشي متشابهنازل شده و طبيعي است وجود محكمات و متشابهات موجب بروز اختلاف نظر و ظهورآراي گوناگون در فهم آيات و استخراج معاني آن خواهد شدم.
معناي لغوي محكم
برخياز دانشمندان علوم قرآن محكم را از ريشه‌ي « حكم » ،‌به معناي « منع» گرفته‌اند و لذا گويند آيت محكم آن است كه از حيث لفظ و معنا شبهه‌اي برآن عارض نگردد 2 اما در لغت معناي ديگري هم براي « اَحْكَمَ » آمده و آنتوقيق و اتقان است . ابن منظور مي‌گويد:
«
اَحْكَمْتُ الشَّيْ‌ءَ فَاسْتَحْكَمَ : صَارَ مُحْكَماً وَ احْتَكَمَ الْاَمْرَ وَ اسْتَحْكَمَ : وثق‌»‌
شايدبتوان گفت كه مفهوم « منع » لازمه‌ي اتقان و استحكام است . لذا نتيجهمي‌گيريم كه محكم اولاً مشتق از « اَحْكَمَ »‌است . ثانياَ معناي اصلي ايندو،اتقان و توثيق مي‌باشد كه يك معناي ايجابي است . ثالثاً « اِحكامِ شيء » مستلزم منع از فساد است كه يك معناي سلبي است . بنابراين دلالت اِحكامبر « منع » ،‌از نوع دلالت التزام است، نه مطابقه.

محکم در اصطلاح علوم قرآن
در مورد معناي اصطلاحي محكم اقوال متعددي وجود دارد كه مهم‌ترين آنها به اختصار عبارتند از : 4
1
ـ آيات محكم آياتي است كه عهده‌دار بيان حلال و حرام و اوامر و نواهيهستند، مانند « أَقِيمُوا الصَّلَاةَوَ اٌتُوا الزَّكَاةَ » [ بقره (2) ،‌43]
2
ـ آيات محكم آياتي است كه مورد نسخ قرر نگرفته است و آنعبارت است از 17 حكم از احكام كه در آيه‌ي 151 سوره‌ي انعام: « قُلْتَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ » و آيه‌ي 23 سوره‌يبني اسرائيل « وَ قَضَي رَبُّكَ أَلاَّتَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ » بهآن اشاره شده است .
3
ـ محكمات همان نواسخ است .
4
ـ محكمات، آيات فرائض و وعده و وعيد است .
5
ـ محكم امري است كه بر آن وعده ثواب يا عقاب داده شده است .
6
ـ محكمات آياتي است كه تأويل و تنزيل آن يكي است و به مجرد شنيدن، قابلفهم مي‌باشد نظير « قُلْ هُوَ الله أَحَدٌ » [ اخلاص (112) ،‌1] يا « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ ءٌ » [شوري(42)،11]
7
ـ محكم آيه‌اي است كه جز يك معنا ندارد .
8
ـ محكمات آياتي است كه الفاظ آن تكرار نشده است.

محکم چیزى است که مراد خداوند از ظاهرآن استفاده مى شود, ولى متشابه آناست که ظاهر آیه گویاى مقصود نیست و درتشخیص آن به قرینه نیازمندیم.)۵۸ویا (محکم آن است که غیراز مقتضاى خود احتمال دیگرى نداشته باشد و متشابهآن است که احتمال خلاف مقتضا نیز درآن برود.)
 معناي برگزيده  از محكم :

 درميان اين تعاريف، آنچه بيش‌تر از همه مورد تأكيد دانشمندان علوم قرآن استاين كه محكم بر آياتي اطلاق مي‌شود كه تأويل و تنزيلش يكي است يعني دلالتآن بر معنا به قدري روشن و بي‌ابهام است كه نمي‌توان معناي ديگري براي آندر نظر گرفت . بنابراين « إحكام» ، صفت معنا است ، يعني خصوصيات لفظ ازقبيل تخصيص، تقييد ، نسخ و مانند آن در احكام و عدم آن نقش ندارد، چه بساآيه‌اي كه مورد نسخ، تخصيص يا تقييد قرار گرفته اما دلالتي روشن و محكمدارد.
نتيجه‌ي طبيعي اين سخن آن است كه « اِحكام» و نيز « تشابه» ،‌هم در جمله و كلام مركب ظاهر مي‌شود و هم در مفردات، با اين تفاوت كه درجمله صفت احكام تا تشابه به اسناد و نحوه‌ي ربط موضوع به محمول مربوطمي‌شود، نظير اين كه در آيه‌ي « وَجَاءَ رَبُّكَ » نسبت « آمدن» به خدا،نسبتي متشابه است، زيرا از آن بوي تجسيم به مشام مي‌رسد،‌در حالي كه درآياتي نظير آيه‌ي « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ » [ (42) ، 11] نسبت ، نسبتيمحكم است . اما در مفردات، وصفِ « اِحكام » يا « تشابه» به معاني مفرد وتصورات برمي‌گردد . به اين ترتيب حروف مقطعه به وصف احكام يا تشابه متصفنمي‌شوند زيرا بر معناي خاصي دلالت ندارد، بلكه رموزي هستند ميان خدا ورسول.
 نظريه‌ي متكلمان
دسته‌ياز متكلمان بر اين عقيده‌اند كه وجود متشابهات ، زمينه‌ساز معرفت عميق‌ترو دقت بيش‌تر در قرآن مي‌باشد، چه اين‌كه ، زماني ضرورت به كارگيري عقل ومراجعه به عالمان احساس مي‌شود كه تشابهي در مطلب وجود داشته باشد.8
نظريه‌ي عارفان
اربابمعرفت و سير و سلوك معتقدند: چون مراتب، درجات و احوال سالكان الي اللهمتفاوت است، برخي از مقام طبع گذشته به مقام نفس رسيده‌اند و عده‌اي ازمقام نفس به مرتبه‌ي عقل و امثال آن نايل آمده‌اند . آيات قرآن نيز متناسببا درجات معرفت و مراحل نفس‌بندگان نازل گرديده است .9
 نظريه‌ي فيلسوفان
درگفتار فيلسوفان، حكمت ورود متشابهات چنين تبيين مي‌شود كه قرآن، مشتمل بردعوت همه‌ي طوايف ،‌از خواص و عوام است و چون طبايع عوام نيز غالباً عاجزاز درك حقيقت است به طوري كه مثلاً اگر در ابتداي امر از موجودي كه فاقدجسمانيت و عوارض مادي است سخن به ميان آيد چنين موجودي را انكار كرده ،گرفتار تعطيل مي‌شوند، به همين جهت لازم است به فراخور فهم عوام آياتينازل شود كه به ظاهر، اوصاف و اعراض جسماني را به خداوند نسبت مي‌دهد و ازالفاظي كه متناسب با عالم وهم و خيال است استفاده شود، اما در كنار اينآيات، آياتي نيز به عنوان محكمات، واقعيت امر را بيان كند. در اين صورتعامه‌ي مردم،‌به تدريج از موجودي با مختصات اولي به موجود مجرد تامي كهمبرا از صفات امكاني است منتقل مي‌شوند. حكيمان بر اين مطلب نيز كه ورودمتشابهات منشأ تدبر و تفكر در قرآن شده و موجب تمييز عالم و جاهل و شناختمراتب عالمان مي‌گردد تأكيد دارد.
 نظريه‌ي مفسران
مفسراندر بحث حكمت ورود متشابه در قرآن و در ذيل آيه‌ي هفتم از سوره‌ي آل عمراننظريه‌هاي مختلفي اظهار كرده‌اند . آنچه در پي مي‌آيد به مهم‌ترين آنهااشاره دارد:
7
ـ4ـ1ـ مصلحت اقتضا مي‌كند كه قرآن مشتمل بر متشابهاتباشد تا مردم جهت آشنايي با مراد قرآن ناگزير از تدبر گردند و درست بههمين علت از ساير صناعات ،‌نظير ايجاز و اطناب،‌اختصار و اسهاب و مانند آناستفاده شده است. 11 هم‌چنين طرح متشابهات موجب مي‌گردد اهل علم متشابه رابه محكم برگردانند و بدين وسيله هم درجات و مراتب علم و عالمان دانستهمي‌شود و هم ديگر اقشار مردم مي‌آموزند كه بايد براي فهم قرآن به عالمانرجوع كنند.12
7
ـ4ـ2ـ چون خداوند بندگان را براي رسيدن به ثواب و نيلبه بالاترين مراتب كمال خلق كرده است و از طرفي بهترين ثواب‌ها و طاعت‌ها،پرمشقت‌ترين آنهاست، به همين جهت آيات متشابه در قرآن آمده تا انسان‌ها باتحمل رنج و مشقت ـ در مسير فهم متشابهات ـ استحقاق منزلت و مرتبت بالاييپيدا كنند.13
7
ـ4ـ3ـ چون قرآن با عرب احتجاج كرد و همه‌ي افتخار وشرافت عرب نيز، زبانش بود، قرآن به همان اسلوب‌هايي كه بليغان و فصيحانعرب سخن مي‌گفتند و ميان آحاد مردم متداول بود نازل شد . كلام عرب بر دوقسم است : يكي كلام صريح، روشن و غير قابل تأويل و ديگري كلام آميخته بامحسنات لفظي از مجازات، كابات، اشارات ، تلويحات و در يك كلام، سخن قابلتأويل. قسم دوم از نظر عرب كلامي مستحسن و نيكو قلمداد مي‌شد . قرآن به هردو سبك با عرب تحدي نمود اما ميدان‌داران عرصه‌ي فصاحت و بلاغت از آوردنهر دو قسم محكم و متشابه عاجز ماندند. فقدان هر يك از اين دو، قرآن به هردو سبك با عرب تحدي نمود اما ميدان‌داران عرصه‌ي فصاحت و بلاغت از آوردنهر دو قسم محكم و متشابه عاجز ماندند. فقدان هر يك از اين دو،‌قرآن را ازمتداول عرب خارج مي‌ساخت و زمينه براي بهانه‌تراشي اعراب فراهم مي‌گرديد.14
7
ـ4ـ4ـوجود متشابهات از باب امتحان و تمييز مؤمن از منافق است تا ميزان بندگي وتعبد افراد محك زده شود، چه اين كه، اهل ايمان در برابر متشابهات توقفنموده وامر آن را به خدا واگذار مي‌كنند يعني تنها بدان ايمان مي‌آورنداما عمل نمي‌كنند.15
7
ـ4ـ6ـ خداوند بندگان را به متشابهات مشغول ساختتا در هر حال ، در عجايب حكم و فوايد قرآن بينديشند . در عين حال هيچ گاهبه همه‌ي ابعاد اسرار‌آميز قرآن و حكمت‌هاي بي‌پايان آن نمي‌رسند و اين ،رمز غضاضت و طراوت هميشگي قرآن است.16

محكم: راغـب اصـفـهـانى گويد: ((حكم , اصله : منع منعا لاصلاح )) حكم در اصل بهمعناى منع نمودن و جـلـوگـيرى به كار رفته است البته جلوگيرى از افساد بهجهت اصلاح خواهد بود, لذا هر سخن و گـفـتـارى كـه رسـا و شـبهه ناپذيرباشد و مورد كج فهمى قرارنگيرد, به چنان گفتار ـ و حتى كردارى ـ محكمگويند, يعنى مستحكم و خلل ناپذير.

آيات محکم و متشابه درنگاه شيخ طوسي :

ازآنجا که تفسيرتبيان شيخ طوسي دربين تفاسيرشيعي اولين کتابي است که بهطور جامع به همه علوم قرآني پرداخته است و خود شيخ نيز از علماي بسياربزرگ و متقدم شيعه مي باشد نظرات ايشان مي تواند حايزاهميت بسيارباشد.بههمين خاطرسعي کرديم موضوع محکم و متشابه را از ديد اين عالم بزرگ در تفسيرشريفش تبيان که به نظراکثر قريب به اتفاق علماء الگوي شيخ طبرسي در تأليفمجمع البيان بوده است وا کاوي کنيم.
براساس نص صريح آيه 7از سوره آل عمران ،آيات قران به دو بخش تقسيم ميشوند.بخشي از آن آيات محکم هستند که با «ام الکتاب »توصيف شده اندو بخشينيز متشابهات هستند که تنها کج انديشان و بيماردلان ازآنها دارند و دردانش ثابت و استوارند تنها به متشابهات ايمان دارند.

تعريف اصطلاحي محکم و متشابه در تبيان :

در تعريف شيخ طوسي،محکم آيه اي دانسته شده که ظاهرلفظش -چه لفظ لغوي باشدوچه عرفي -بدون اعتبارامري (چيزي)که به آن ضميمه شود.يا احتياج به نوعيتأويل داشته باشد از معناي خود خبر مي دهد.
شيخ در مقدمه،متشابه را چنين تعريف کرده است :متشابه آن است که بي ارائهدليل ،مراد و مقصود آن را ازظاهرش فهميده نشود،چون احتمال دو يا چند امر (معنا)درآن مي رود و جايزنيست که تمام آن امور (معاني )مقصود باشد،پس ايناز باب متشابه است.اصطلاح متشابه بدان سبب است که در تعيين و فهممقصود،اشتباه پيش مي آيد.

شيخ طوسي درمقدمه تفسيرپاسخ اين سؤال را اين گونه بيان کرده است:
پاسخ اين پرسش ها به دو وجه ممکن است:نخست اينکه با همه فوايدي که در کلامخداي تعالي نهفته است،مصلحت در الفاظ آن تعبيه شده است و هيچ مانعي نيستکه آن مصلحت،مصلحتي ديني باشد و ضمن الفاظي که چندين مقصود ازآنها فهميدهشود،بيان گردد و راهي استدلالي براي رسيدن به مقصود واقعي آن در دستباشد،به همين جهت کلام خداوند در قرآن در يک جاي طولاني و درجاي ديگرمختصر و موجزاست و نيز قصه اي در جايي از قرآن آورده شده که درجاي ديگرتکرار گشته است و نيز پاره اي از قرآن بر پاره اي ديگراز نظر فصاحت تفاضلدارد.
دوم اينکه خداي تعالي بندگانش را براي بهره مندي از ثواب اخروي آفريد وتکاليفي بر آنان نهاد تا به والاترين مراتب انساني دست يابند ،پس اگر همهقرآن محکمات مي بود و نيازي به تأويل نمي داشت و اختلافي در تفسيرآن رخنمي داد،دراين صورت ارزش کاراز بين مي رفت و تفاضل باطل مي شد و منزلت هايکسان مي گشت تا به جايي که قدرو منزات دانشمندان از ديگران تشخيص دادهنمي شد.به همين دليل خداوند پاره اي ازقران را متشابه قرار داد تاخردمندان انديشه خود را به کار گيرند و با تحمل مشقات و دقت نظرو استدلالبراي فهميدن مقصود حقيقي آيات ،سزاوار منزلتي والا گردند.
شيخ همين مطالب را به صورت خلاصه ذيل آيه 7 سوره عمران نيز متذکرمي شود و چنين مي نويسد:
«
اگرسوال شود چرا خداوند در قرآن متشابه نازل کرد؟چرا تمام قران را محکم نازل نفرمود؟
در جواب گفته مي شود:براي تشويق بر دقت نظري که موجب علم شود .چرا کهاتکال بر خبر بدون دقت نظر درآن با علم همراه نخواهد بود.و اينکه اگرتمامآنچه رسول خدا آورده است با نظر و تفکر ،حق دانسته نشود ،جايزاست کهخبرکذب باشد و در اين صورت دلالت و فائده سمع باطل مي شود،پس به خاطر نيازو احتياج بندگان به آن (به وجهي که ذکرشد)خداوند متشابه را نازل کرد.و اگرمتشابه نبود منزلت و برتري علماء بر ديگران روشن نمي گرديد،چرا که اگرتمامقران محکم بود هرکس که به زبان عربي تکلم مي کرد،به قران عالم بود .و مرادو مقصود آيه اي بر کسي مشتبه نمي گرديد و همه مردم درعلم و آگاهي به آنمساوي مي شدند .با اين وجود،مصلحتي در نزول قران اعتبار شده است و اگرآنرا متشابه نازل کردبدين خاطربود که مصلحتي اقتضاي آن را داشت و اگر هم آنرا محکم نازل کرده است ،مصلحت آن را اقتضا مي کرده است«:نشريه راه قرآن ،شماره 24 علي اصغرآخوندي»

نظريه‌ي دانشمندان علوم قرآني
دانشمندان علوم قرآني معتقدند متشابه بر چند قسم است و ورود هر قسم، حكمت يا حكمت‌هاي خاص خود را دارد.17 اين اقسام عبارت‌اند از :
الفـ متشابهاتي كه علم آن تنها نزد خدا است، نظير علم به زمان وقوع رستاخيز،زمان فرا رسيدن اجل‌ها و نظاير آن . براي اين قسم پنج حكمت متصور است:
1
ـانسان موجودي ضعيف است و ظرفيت هر معرفتي را ندارد . اگر خداوند مي‌خواستخود را با همه‌ي حقيقت و صفات خويش معرفي كند، بيش‌تر نفوس تحمل آن رانداشتند. اموري نظير معرفت به زمان رستاخيز يا علم به اَجَل‌ها نيز چنيناست.
2
ـ بدين وسيله انسان‌ها مورد آزمايش واختبار قرار مي‌گيرند تامعلوم شود اين انسان در آن‌جا كه معرفت جزمي و يقيني پيدا نمي‌كند، آيا بهغيب ايمان مي‌آورد يا نه؛ و بدين وسيله راسخان از زائغان ( الذين فيقلوبهم زيغ ) بازشناخته شوند.
3
ـ چون قرآن مشتمل بر دعوت همه‌ي آحادمردم از عام و خاص است و طبع عوام در بسياري از امور از ادراك حقايق عاجزاست، ناگزير پاره‌اي از معارف بايد به گونه‌اي القا شود كه در خور فهمهمگان بوده و موجب فرار و دوري آنان از حقيقت نشود. براي مثال، اگر درآغاز ، سخن از واجب الوجود به ميان آيد يعني موجودي كه نه جسم است نهمتحير و نه قابل اشاره‌ي حسي، مردم عادي چونتنها محسوسات را مي‌شناسند ووجود را مساوي جسمانيت مي‌دانند، تصور مي‌كنند چنين چيزي ناممكن است و بهورطه‌ي تعطيل خواهندافتاد. بنابراين مصلحت اقتضا مي‌كند اين قبيل معارف باالفاظي بيان شود كه با قوه‌ي متخيله و متوهمه مردم تناسب دارد و آنگاه بابيانات محكم ديگر مراد واقعي نمايانده شود و جهات نقص و محدوديت از ذاتواجب سلب گردد.
4
ـ متشابهات دليل خوبي بر عجز و جهل انسان و شاهدصدفي بر احاطه و علم حق است : « وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيْ ءٍ مِنْ عِلْمِهِإِلَّا بِمَا شَاءَ » [بقره (2)،‌ 255] آگاهي از صعف خويش و خود را دربرابر علم بيكران خدا ديدن، روح تسليم و عبوديت را در انسان زنده مي‌كند،به طوري كه با فرشتگان هم‌آواز مي‌شود كه : « سُبْحَانَكَ لَاعِلْمَ لَنَاإِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ » [بقره02) ، 32]
به همين جهت اهل معرفت معتقدند عقل آدمي با متشابهات، در معرضآزمون قرار گرفته تا اظهار خضوع كند. اگر قرآن فاقد اين قبيل معارف متشابهبود محلي براي اين اظهار عجز باقي نمي‌ماند، بلكه انسان با تكيه‌ي كامل بردريافت‌هاي خويش متمرادنه به جلو مي‌تاخت. شايد به همين علت در پاياهآيه‌ي سوره‌ي آل عمران مي‌فرمايد: « وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُوْلُواالْأَلْبَاب»
5
ـ اگر همه‌ي قرآن ،‌ محكم نازل مي‌شد به صراحت تنها بريك مذهب قابل تطبيق بود و ديگر مذاهب را ابطال مي‌كرد و اين امر سبب دوريو دلزدگي ارباب مذاهب مي‌شد،‌در حالي كه وجود محكم و متشابه باعث مي‌شودهر مذهبي به دنبال تأييد مذهب خود از قرآن باشد و همين توجه، چه بسا او رااز باطل برهاند و به حق برساند.
ب ـ متشابهاتي كه با دقت نظر علمي و درس و بحث قابل فهم است.
ج ـ متشابهاتي كه تنها با اشراق و افاضه‌ي حق بر قلب اهل معرفت دانسته مي‌شود.
اين دو نوع خود مشتمل بر حكمت‌هايي است به شرح زير : 18
1
ـاين دسته از آيات متضمن مفاهيم و معاني بسياري است كه اگر به تفصيل درقرآن مي‌امد حجم قرآن به چندين برابر حجم فعلي مي‌رسيد و نه تنها حفظ آيات، كه محافظت آن از تحريف نيز مشكل مي‌شد.
2
ـ وجود اين دو نوع متشابه،اقرب به اعجاز قرآن است، چه اين كه ، درك متشابهات ـ كه نياز به دقت داردـدر گرو كشف اسراسر الفاظ از قبيل حقيقت و مجاز، ذكر و حذف ،‌تقديم و تأخير،‌ايجاز و اطناب و مساوات و مانند آن است .
3
ـ اشتمال قرآن بر متشابهات، زمينه‌ي تعمق، تدبر و شكوفايي عقل را فراهم ساخته، انسان را از تقليدگرايي صرف نجات مي‌دهد.
4
ـاشتمال قرآن بر اين قبيل متشابهات مستلزم فراگيري علوم و معارف گوناگونهمچون صرف، نحو، بلاغت، فقه، اصول، كلام، تاريخ و ديگر علوم است كه اينخود منشأ ظهور متفكران و عالمان بيش‌تر در عرصه‌ي معارف قرآني خواهد شد.
5
ـتلاش و مجاهدت به منظور درك متشابهات قرآن و كشف حق. ثواب زايدي به همراهدارد. عالمان با بحث و مناقشه در غوامض ايات به بالاترين درجه‌ي قرب به حقمي‌رسند، چه اين كه جد و جهد در فهم معناي قرآن از بزرگترين وسايل قرب بهخداست .

خدای متعال در کلام خود میفرماید: «کتاب احکمت آیاته( »سوره هود آیه 1»ترجمه:قرآن کتابیست که آیاتش محکم قرار داده شده اند) و باز میفرماید: «الله نزل احسن الحدیث کتابا متشابها مثانی تقشعر منه جلود الذین یخشونربهم » (سوره زمر آیه 23»ترجمه:خدا بهترین سخن را نازل کرده کتابی که آیاتششبیه و مانند هم و دوتا دوتا است،بسبب آن کتاب پوستهای کسانی که از خدایخود میترسند کشیده میشود-با شنیدن قرآن بدنشان بلرزه در میآید) و بازمیفرماید: «هو الذی انزل علیک الکتاب منه آیات محکمات هن ام الکتاب و اخرمتشابهات فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة وابتغاء تاویله و ما یعلم تاویله الا الله و الراسخون فی العلم یقولون آمنابه کل من عند ربنا» (سوره آل عمران آیهترجمه:خدا کسی است که بر تو کتاب رانازل کرد در حالیکه برخی از آن آیات محکم میباشند-که آنها مادر مرجع واساس مسلم-کتابند و برخی از آیات متشابه هستند اما کسانیکه در دلهاشان میلبکجروی و انحراف از استقامت است از متشابه کتاب پیروی میکنند برای فتنه وفریب دادن مردم و برای اینکه تاویلش را میخواهند و حال آنکه تاویل آن راجز خدای نمیداند و آنان که در علم خود ثابت قدمند-در مورد آیاتمتشابه-میگویند بآن ایمان داریم همه آیات از پیش خدای ماستچنانکه روشن است آیه اولی همه قرآنرا محکم معرفی میکند و البته مراد از آن استوار و غیر قابل خلل و بطلانبودن کتاب است و آیه دوم همه قرآن را متشابه میشمارد و البته مراد از آنیکنواخت بودن آیات قرآنی است در زیبائی اسلوب و شیرینی لهجه و قدرت خارقالعاده بیان و همه قرآن همین وضع را دارد.

و آیه سوم که درین فصل مورد نظر ماست قرآن را بدو قسم محکم و متشابه قسمت میکند و رویهمرفته از اطراف کلام بر میآید که اولا محکم آیه ایست که در مدلول خود محکم و استوار باشد و معنی مراد آن بغیر مراد اشتباه نیفتد و متشابه بر خلاف آنست و ثانیا وظیفه ایمانی هر مؤمنی کهدر ایمان خود رسوخ دارد اینست که بآیات محکمه ایمان بیاورد و عمل کند وبآیات متشابهه ایمان آورد ولی از عمل بآنها توقف و خودداری نماید.تنهااشخاص منحرف القلب و کج فکری هستند که بآیات متشابهه بمنظور فریب دادنمردم و دست اندازی بتاویل عمل نموده از آنها پیروی میکنند.

 روش‌هاي تفسير آيات متشابه

8 ـ 1ـ روش عالمان و مفسران در تفسير متشابهات
شيوه‌يبرخوردمفسران با آيات متشابه متفاوت است. ملاصدرا در رساله متشابهاتالقرآن چهار مسلك رايج تفسيري را برشمرده است . كه خلاصه مطالب ايشان رايادآور مي‌شويم:
8
ـ1ـ1ـ مسلك اهل لغت، اصحاب حديث و حنابله
اينگروه معتقدند الفاظ متشابه را بايد بر معنا و مفهوم ظاهري آنها حمل كرد . عدول از ظاهر آيه، حتي اگر منافي قواعد عقلي باشد، جايز نيست. در اين بينش، هر نوع تأويلي نامقبول و ناپسند است .
8
ـ 1ـ 2ـ مسلك محققان و بيش‌تر متكلمان معتزله
اينگروه، الفاظ متشابهات را تأويل نموده، بر معانيي كه موافق قواعد عقل است،حمل مي‌كنند . مبناي ايشان تنزيه حق تعالي از صفات امكاني و نقص است.
8
ـ1ـ3ـ مسلك اكثر اشاعره و برخي از معتزله
اينگروه قايل به تفصيل شده، نسبت به برخي آيات و اخبار، روش تنزيه و نسبت بهبرخي ديگر، روش تشبيه و تنزيل را در پيش گرفته‌اند. آنچه مربوط به معاداست، بر ظواهر خود باقي گذارده ، قايل به تشبيه شده‌اند.
8
ـ 1ـ4ـ مسلك راسخان در علم
ملاصدرا اين مسلك را چنين توضيح مي‌دهد:
راسخان،از راه كشف و شهود و اشراق باطن ، مراد واقعي متشابهات را درك مي‌كنند واز تنزيه صرف و تشبيه محض و خلط ميان آن دو در امان‌اند. كشف معانيمتشابهات از طريق نورانيت باطن و مشكات نبوت است كه انسان را نه به ورطه‌يظواهر و تشبيه و تعطيل مي‌كشاند و نه به دام تأويل مي‌اندازد.20
8
ـ2ـ روش اهل بيت در تفسير متشابهات
درعيون اخبار الرضا از امام رضا (علیه السلام) روايت شده است كه : « مَنْرَدَّ مُتَشَابِهَ الْقُرْآنِ اِلَي مُحكَمِهِ فَقَدْ هُدِيَ اِلَي صِراطِمُسْتَقِيمٍ » آن‌گاه فرمود: در اخبار ما نيز متشابهاتي نظير متشابهاتقرآن وجود دارد كه بايد به محكمات كلام ما ارجاع داده شود « فِياَخْبَارِنَا مُتَشَابِهٌ كَمُتَشَابِهِ الْقُرْآنِ فَرُدَّوامُتَشَابِهَها اِلَي مُحْكَمِهَا وَ لا تَتَّبِعُوا مُتَشَابِهَهَا دوُنمُحْكَمِهَا فَتَضِلُّوا »21 .آن چه قابل توجه است اين كه همه‌ي قرآن حتيمتشابهات، قابل تفسير است و دريافت معنا و مقصود آن ممكن،‌ليكن متشابهاتمي‌بايست در سايه‌ي محكمات تفسير شود تا دستگيره‌ي تيره‌دلان قرار نگيرد وزمينه‌ي فتنه و فساد را فراهم نكند. بنابراين در مكتب اهل بيت ، هرگز امربه توقف در برابر متشابهات نمي‌شود، برخلاف آن چه برخي از مذاهب معتقدند وعلم متشابه را تنها مختص خدا مي‌دانند.
برخي از عالمان علوم قراني،اصول و ضوابطي براي رد متشابه به محكم تعيين كرده‌اند كه مي‌تواند مفسر رادر مقام تفسير متشابهات مدد رساند. از جمله‌ي اين اصول موارد زير است:
1
ـ آيات متشابه مربوط به ذات و صفات را بايد به محكم « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ ءٌ » [شوري (42)،‌11] برگرداند.
2
ـآيات متشابهي كه ـ معاذلله ـ موهم انتساب افعال شر به خدا است ، بايد بهمحكمِ « فَلِلَّهِ الْحُجَّهُ الْبَالِغهُ‌» [انعام (6) ، 149] و نيزآياتي نظير « وَمَاأَصَابَكَ مِنْ سَيِّئَهٍ فَمِنْ نَفْسِكَ » [ نساء (5) ، 79 ] ارجاع گردد.
3
ـ آيات متشابهي كه موهم تشبيه و تجسيم است بايدبه محكماتي نظير « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ » و « وَ لِلَّهِ الْمَثَلُالْأَعْلَي » [ نحل (16) ، 60 ] و « قَلْ هُوَ الله أَحَدٌ » [ اخلاص (112)، 1 ] برگردانده شود.
4
ـ آيات متشابهي كه ايهام نقص و عصيان درنبوت و كيفيت القاي وحي دارد ، مي‌بايدد به آيات محكمي نظير « إِنَّانَحْنُ نَزَّلْنَا الذِكْرَ وإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ » [ حجر (15)،‌ 9 ] و « وَمَا يَنْطِقُ عَنْ الْهَوَي » [نجم (53) ،‌ 3] ارجاع شود. 22
9
ـ نتيجه
اصولاًمسأله‌ي محكم و متشابه برگرفته از خود قرآن است و براي اين كه حقيقت ايندو اصطلاح ،‌كشف شود چاره‌اي جز رجوع به قرآن و سنت نيست.
قرآن ، بهصراحت، پيروي از متشابه را سرزنش مي‌كند، در اين خصوص مفسران دو ديدگاهابراز كرده‌اند: عده‌اي پيروي از متشابه را به طور مطلق مذموم دانسته ،علم متشابه را مختص خدا مي‌دانند ؛ دسته‌اي هم معتقدند پيروي از متشابه بهيكي از دو غرض فاسدي كه خود آيه‌ي هفتم از سوره‌ي آل عمران بهآن اشارهدارد (فتنه‌انگيزي و تأويل ناصحيح) نكوهش شده است.23
با دقت نظر درآيه، علت نهي از پيروي متشابه معلوم مي‌شود . قرآن درباره‌ي متشابهاتمي‌فرمايد كساني كه در قلب خود فتنه مي‌پرورند به دنبال متشابه مي‌روند. از اين مطلب معلوم مي‌شود كه متشابهات ابزار مناسبي براي كساني است كه درقلبشان زيغ است، زيرا متشابهات به گونه‌اي است كه شبهه‌انگيز است وتوده‌اي مردم هم آن را قبول مي‌كنند. با اين بيان روشن مي‌شود كه متشابهآيه اي است كه اولاً در معناي خود ظهور دارد؛ ثانياً آن معناي ظاهر،‌حقنما است، ثالثاً طوري است كه توده‌ي مردم مي‌پذيرند و لذا مي‌توانددست‌آويز خوبي براي زيغ‌دلان باشد.

 ام الكتاب بودن آيات محكم چه معنا دارد؟ 

جمعى از مفسرين گفته اندامالكتاب  بودنمحكمات  به اين معنا است كهمحكمات  اصل در كتاب است، و قواعد دين واركان آن مبتنى بر آن اصل است، كه بايد به آن ايمان آورد، و عمل كرد، ودين همعبارت است از همين دو اصل اعتقاد و عمل، بخلاف آيات متشابه كه چون مقصود ازآنها معلوم نيست، و مدلول آنها متشابه و متزلزل است، نمى شود به آنها عملكرد، بلكه تنها بايد نسبت به آنها ايمان آورد و خواننده عزيز توجه نمود كه اين توجيه، لازمه بعضى از اقوال گذشته است،يكى از آنها قولى بود كه متشابه رااز اين جهت متشابه مى دانست كه مشتمل برتاءويلى است كه دسترسى به فهم آن نيست.

يكى ديگر، آن قولى بود كه متشابه را از اين جهت متشابه مى دانست كه در ابتدامشتبه است، و الفاظش چند پهلو است، ولى چنان نيست كه معنايش تا حدودى و ياكاملا فهميده نشود، بلكه با رجوع به عقل يا لغت يا طريقه عقلايى به فهم آندسترسى هست، و موقعى كه بررسى نشده بايد بدان ايمان داشت، و عجولانه انكارشنكرد.

بعضى ديگر گفته اند: ام الكتاب  بودن محكمات اين است كه متشابهاترا بايد به آنها ارجاع داد، آنگاه در معناى اين ارجاع اختلاف كرده اند.

ظاهر كلام بعضى از آنان اين است كه مرادش از اين رجوع اين است كه در موردمتشابهات تنها بايد به محكمات عمل نموده، و نسبت به متشابهات اكتفا به ايمانكرد، همانطور كه نسبت به آياتى كه نسخ شده تنها ايمان داريم كه كلام خدا است،و حكم موقتش ‍ حكم خدا است، ولى در مرحله عمل به آيات ناسخ عمل مى كنيم. اين قول هم چندان با قول قبلى مغايرت ندارد، و ظاهر كلام بعضى از صاحبان اينقول اين است كه خواسته اند بگويند: آياتمحكم بيانگر آيات متشابه و برطرف كننده تشابه آنها استو حق هم همين است چون در معناى جملههنام الكتاب - آنها مادر كتابندعنايتى زائد بر معناى اصل هست، و اگر بنا به قول اول معناى كلمهام  همان معناى كلمهاصل  بود ممكن بود بفرمايد: هن اصول الكتاب، آرى كلمهام  كه در فارسى به معناى مادر است هم، اين معنا را مى فهماند، كهمادر اصل فرزند است، و هم اين كه فرزند به مادر رجوع مى كند، چون نشو و نما واشتقاق فرزند از مادرش بوده و در حقيقت فرزند بعضى از مادر است. پس كلمهام الكتاب  خالى از اين دلالت نيست. كه آياتمتشابه هم براى خود مدلول و معنا دارند. اما مدلول آنها زائيده و فرع مدلولآيات محكمات است، و لازمه اين، آنست كه محكمات بيانگر مت شابهات باشد.. علاوهبر اينكه متشابه بدين جهت متشابه است كه مراد و مدلولى نامعين و متشابهدارد، براى اينكه داراى تاءويل است، چون تاءويل همانطور كه گفتيم در آياتمحكم نيز هست، اختصاصى به متشابه ندارد، و قرآن كريم بعضى آياتش مفسربعضىديگر است، پس ‍ متشابه هم قطعا مفسر دارد، و مفسر آن جز آيات محكم نمىتواند باشد. مثال اين تفسير، آيه شريفه : الىربها ناظرة  است، كه آيه اى استمتشابه، زيرا معلوم نيست منظور از نظر كردن مردم به پروردگار خود چيست، ولىوقتى ارجاع داده شود به آيه : ليسكمثله شى ءكه مى فرمايد: خداى رااز هيچ جهت نمى توان به چيزى مقايسه كرد، و آيه : لا تدركه الابصارمعلوم مى شود كه مراد ازنظر كردن  وديدن خدااز سنخ ديدن محسوسات به وسيله چشم نيست. چون خداى تعالى در سوره نجم براى دل هم اثبات ديدن كرده و فرموده : ما كذب الفواد ما راءى افتمارونهعلى ما يرى... لقد راءى من آيات ربه الكبرى،كه در آيه اول از اين آيات فرموده قلب رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) در آنچه كه ديد دروغنگفت، معلوم مى شود قلب هم ديدنى خاص به خود دارد، نه اينكه منظور فكر باشد،چون فكر مربوط به تصديق و تركيبات ذهنى است، و رويتمربوطبه تك تك اشياىخارجى و عينى است، معنا ندارد كلمه : رويت را در مورد فكر استعمال كنند. پس با اين بيان روشن شد كه اين رويت عبارت است از يك نحوه توجه خاص قلبى،توجهى غير حسى و مادى، و غير عقلى و ذهنى. اين يك مثال بود براى متشابه، و ارجاع آن به محكم، و بر همين قياس است،ساير متشابهات.

نقل اقوال مختلفى كه درباره مراد از محكم گفتهشده و نقد و ردّ آن :

 پس جا دارد در معناى محكم و متشابه، در اين آيه بحث شود تا ببينيممنظور از آن چيست ؟ و كدام دسته از آيات به اين معنا محكم و كدام به اين معنامتشابه است، و در معناى آن مفسرين متجاوز از ده قول دارند.

 اول اينكه : منظور از آيات محكم همان چند آيه سوره انعام است، كه مى فرمايد: قل تعالوا اتل ما حرم ربكم عليكمان لا تشركوا به شيئا... لعلكم تتقون  و در آن عده اى از واجبات و محرمات الهى را نام مى برد و منظور از آيات متشابهآياتى است كه امر آن بر يهود مشتبه شده، و آن عبارت است از رمزهايى كه در آغازبعضى از سوره هاى قرآن قرار گرفته مانندالف - لام - ميمالف - لام - راحا - ميم  و امثال آن، كه يهود آنها را باحساب جمل محاسبه كردند تا از اين راه مدت عمر و بقاى امت اسلام را در آورند، وحسابشان درست از آب در نيامد، در نتيجه دچار اشتباه شدند. اين معنايى است كه در ميان صحابه به ابن عباس نسبت داده شده و نادرستى آنهمروشن است، براى اين كه گفتارى است بدون دليل و به فرض هم كه دليل داشته باشدآيات محكم منحصر در سه آيه سوره انعام نيست، بلكه بغير از حروف مقطعه اول سورهها شامل همه قرآن مى گردد.

و ليكن حق مطلب اين است كه نسبت دادن چنين معنائى به ابن عباس صحيح نيست، آنچهاز ابن عباس نقل شده اين است كه گفته اين آيات سه گانه از محكمات است، نه اينكه آيات محكم قرآن همين سه آيه است، اينكه آن روايت در الدرالمنثور آمده كه سعيد بن منصور، و ابن ابى حاتم، و حاكم (وى حديث راصحيح دانسته ) و ابن مردويه، از عبداللّه بن قيس ‍ روايت كرده اند كه گفته : من از ابن عباس شنيدم كه در تفسير آيه : منهآيات محكمات  گفت : سه آيه ازآخرسوره انعام كه با جمله : قل تعالواآغاز مى شود از آيات محكم قرآن است. : مويد اين حديث روايت ديگرى است كه باز از او نقل شده، كه در تفسير آيه موردبحث گفته : آيه : «قل تعالوا... لعلكم تتقون»  و نيز آيه : و قضى ربك ان لا تعبدوا الا اياه... كان للاوابين غفورا«از اين قبيل آيات است پس اين دو روايت شاهدند بر اينكه منظور ابن عباس اين بوده كه سه آيه آخرانعامرا مثل بياورد براى آيات محكم، نه اينكه آيات محكم را منحصر در آن سه آيه كند:. دوم عكس تفسير اول است،و آن اين است كه آيات محكم عبارت است از حروف مقطعه در اوايل بعضى از سوره ها،و آيات متشابه بقيه قرآن است. اين تفسير را به ابى فاخته نسبت داده اند، كه در تفسير آيه : »هن ام الكتاب«گفته : ام الكتاب، عبارت است ازفواتح سور، كه قرآن از آنها استخراج شده، يعنى سوره بقره از»الف، لام، ميم«استخراج شده، و در سوره آل عمراناز»الف، لام، ميم اللّه لا الهالا هو الحى القيوم«استخراج شده. ز سعيد بن جبير نقل شده كه نظير اين معنا را براى»ام الكتاب«كرده،و گفته : اصل اين بود گفتار سعيد بن جبير، و از اينجا مى فهميم كه ابن عباس و سعيد بن جبيرنظرشان درباره رموز اول سوره ها اين بوده كه خداى تعالى خواسته است بفرمايد: »قرآن از همين حروفى تشكيل شده كهخود شما با آن سخن مى گوييد، و اگرنمى پذيريد كه كلام خدا است آيه اى مثل آنبياوريد. كتاب اين حروف هستند، چون در همه كتابها وجود دارند.

اين يكى از وجوهى است كه در معناى حروف مقطعه ذكر كرده اند و ليكن علاوه بر اينكه هيچ دليلى بر اين وجه نيست، اين اشكال هم بر آن وارد است، كه با خود آيهشريفه منطبق نيست، چون بنا براين وجه، غير از فواتح سور بايد تمامى قرآنمتشابه باشد، و خداى تعالى هم در آيه مورد بحث كسانى را كه از متشابهات قرآنپيروى مى كنند مذمت نموده، و آن را از انحراف قلب دانسته، نتيجه اين مى شودكه مردم موظف باشند هيچيك از آيات قرآن را پيروى نكنند، با اين كه در تعدادزيادى از آيات، مردم را به پيروى از قرآن واداشته و ستوده، و بلكه آن را ازواجب ترين واجبات شمرده، مانند آيه«واتبعواالنور الذى انزل معه»و آيات ديگر.

معرفي کتاب :

كتاب «قرآن در اسلام» تالیف علامه سید محمد حسین طباطبایى :

 به كوششسید هادى خسروشاهى توسط موسسه بوستان كتاب به قیمت۲۲۰۰ تومان منتشر شدهاست.
کتاب قرآن در اسلام نوشته محمدحسین طباطبایی، از ریشه دارترینمدارک آیین مقدس اسلام است. علامه در این نوشته کوتاه که در نوع خود کمنظیر است قرآن را در جنبه های مختلف بررسی کرده و دیدگاه های عقلی و منطقیآن را معرفی نموده است. موضوع این کتاب موقعیت قرآن مجید در جهان اسلاماست، اینکه قرآن چیست، چه ارزشی برای مسلمانان دارد، کتابی است جهانی وهمیشگی، وصیی است آسمانی نه مولود فکر بشری و رابطه آن با دیگر علوم واوصاف آن.
کتاب «قرآن در اسلام» به شبهات و پرسش‌های مطرح شده در زمینهآرای تشیع و آموزه‌های قرآن کریم، پاسخ‌هایی را ارایه داده است.  این اثردینی دربردارنده عنوان‌های گوناگونی است که از آن میان می‌توان ارزش قرآنبرای مسلمانان، قرآن به مثابه برنامه اساسی زندگانی بشری، قرآن سند دعوتپیامبر(ص)، جهانی‌بودن قرآن، کامل و جامع‌بودن قرآن را نام برد.جاوید بودنقرآن، استقلال جذابیت قرآن، معانی ظاهری و باطنی قرآن، چرا قرآن از راهیبیرونی و راهی درونی سخن می‌گوید؟، آیات محکم و متشابه قرآن، معنای محکم ومتشابه از دیدگاه مفسران و علما، روش امامان اهل‌بیت(ع) در برخورد با آیاتمحکم و متشابه، تفسیر قرآن و معنای لغوی وحی، از دیگر مباحث این نوشتار بهشمار می‌روند.

 مناهل العرفان في علوم القرآن اثر محمد عبدالعظيم زرقاني

كتاب مناهل العرفان في علوم القرآن اثر محمد عبدالعظيم زرقاني متوفي 1372ه‍.ق است. وي در دانشكدة اصول دين دانشگاه الازهر تحصيل کرد و بهعنوان مدرس علوم قرآن و حديث در همان دانشكده به تدريس پرداخت. علاوه براثریادشده،المنهل الحديث في علوم الحديث والبحث حول التبليغ والارشاد راازآثار وی ميتوان نام برد (زرکلي،210،6) همچنين وي در كتاب مناهل بهمقالات و بحث‌هايي از خود كه در مجلة «الهدايه الاسلاميه»‌ منتشر شدهاشاره دارد. (زرقاني،1،84) زرقاني در اين كتاب اهم مسايل علوم قرآني را در دو جلد فراهم آوردوآن رادر سال (1362 هـ ق) در قاهره توسط داراحياء‌الكتب العربيه به چاپرساند.اين اثر اكنون يكي از منابع تحقيق در علوم قرآني به شمار مي‌رود مؤلف در مقدمه كتاب هدف از تأليف آن را نشر علوم قرآني به سبك جديد ومطابق با نياز دانشگاه الازهر و نيز پاسخ به شبهاتي دانسته كه در زمان اودر اين باره مطرح بوده است. او در اين اثر در صدد تبيين پيوند عميق اسلامبا علم بر آمده و مي‌كوشد تا اسرار و حكمتهاي احكام شرعي و نيز گمراهيمدعيان جدايي دين از سياست را آشكار سازد.. زرقاني روش كار خود را بدين صورت بيان مي‌دارد : ‌ دركتاب خودم بين حاجت ونياز دانشگاه الازهر كه به يك كتاب تحقيقي و تحليلي نياز دارد و بين رغبتو ميل عموم مردم و خوانندگان معاصر جمع نموده ام تا در حد سعي و امكاننوشته‌هايم را به اسلوبي ساده تر و روان‌تر تقريب نمايم.(زرقاني،1، 11) زرقاني در اين اثر، به مناسبت‌هاي مختلف، شبهه‌هاي مخالفان اسلام را طرحكرده و به آنها پاسخ داده است. وي در جاي جاي كتاب به تلاش دشمنان دين درمشوب ساختن افكار جوانان مسلمان اشاره دارد و در هر مبحثي به آيات قرآناستشهاد کرده است. لذا كوشيده تا كتابي فراهم آورد كه براي دانش آموختگاننظام جديد آموزش نيز مفيد باشد. ين مقاله در سه بخش شامل: معرفي كتاب، نقص‌ها و نارسايي‌هاي آن و نقد مبحث ششم سازمان يافته است.

کتاب مورد بحث هفده مبحث دارد كه اينکبه اجمال به معرفي محكم ومتشابه در قرآن مي‌پردازيم.

مبحث پانزدهم : محكم ومتشابه در قرآن

در اين مبحث، معناي لغوي و اصطلاحي محكم و متشابه و آراء‌و نظريات مختلفدراين باره همراه با نظر خاص مؤلف بيان شده است. نويسنده با ذكر مثال‌هاييبه بيان اقسام آيات متشابه پرداخته و حکمت آن را يادآور گشته وبه شبهه‌هايمربوط پاسخ داده است.

نقيئي، عباس :

بررسي مسأله محكم و متشابه در قرآن، تهران: سازمان پژوهش و برنامه‏ريزي آموزشي، انتشارات

2 محكم و متشابه قرآن نويسنده، به نقد و بررسي آراء پيرامون محكم و متشابه در قرآن، ريشه‏هاي روي‏كرد به متشابهات و توضيح تفسير و تأويل قرآن پرداخته است. وي تاريخ تدوين آثار در تفسير متشابهات را اوايل قرن دوم دانسته و آن‏گاه 137 اثر نوشته شده درباره محكم و متشابه را از قرن دوم تا قرن پانزدهم آورده است. برخي عناوين مورد بحث عبارت‏اند از: معناي لغوي محكم و متشابه، علت ورود متشابهات، روش‏هاي تفسير آيات متشابه، نكوهش تبعيت از متشابه، راسخان در علم (آيه 7 سوره آل عمران)، آيات متشابه در صفات خداوند.

 محمدعلي لساني فشارکي :

مباحثي در علوم قرآن، ترجمه‏ محمدعلي لساني فشارکي، تهران: نشر احسان، چاپ اول/ 2000 نسخه، 499 ص، فارسي، وزيري (شميز)

عنوان متن ترجمه شده:

مباحث في علوم القرآن

2 وحي؛ اسباب نزول ـ مباني اسباب نزول؛ نزول قرآن ـ سبعة احرف

اين اثر كه حاوي مباحثي در علوم قرآني است، در چهار بخش كلي وحي و قرآن، تاريخ قرآن، علوم قرآني و تفسير و اعجاز قرآن تدوين شده است. عنوان برخي از فصول اين بخش‏ها چنين است: پديده وحي، نزول دفعي و تدريجي، جمع‏آوري قرآن، مسئله احرف سبعه، اسباب النزول، علم قرائات، ناسخ و منسوخ، محكم و متشابه، پيدايش و تحول علم تفسير.

نعمت الله كاظمی

نماذج من متشابهات القرآن المجید- حوزه علمیه قم

 قرآن - متشابهات و محكمات - قرآن - علوم قرآنی -تفاسیر شیعه - عصمت

۱۳۸۰موضوع این رساله علوم قرآنی، متشابهات و محكمات می باشد. این رساله آیات قرآنی را كه درباره توحید می باشند را مورد نقد و تفسیر قرار داده است . استطاعت، هدایت، استدارج (مراحل تدریجی آزمایش بشر) و ختم و نشر، قضاء و قدر و خوشبختی و بدبختی و احباط و تكفیر و عصمت انبیاء از موارد مطرح شده در این رساله می باشد.

ودیگر کتب مدون در مباحث محكمات و متشابهات :

نقدی بر «تفسیر احسن الحدیث» و «قاموس قرآن» - فلسفه وجود متشابهات در قرآنعلى‏اصغر ناصحيان- آيات محكم و متشابهيعقوب جعفري- تجسيم از ديدگاه ابن ميمون و علامه طباطبايىمحمد رضا كاشفى- تشبيه و تنز يهعلى زمانى قمشه‏اى- روش ائمه اهل بیت علیهم السلام در محکم و متشابه قرآنسيد محمد حسين طباطبايي-معنی محکم و متشابه از نظر مفسرینسيد محمد حسين طباطبايي-نگاهی به محکم و متشابه در قرآنمرتضي مطهري-اُمّ الكتابسيد محمود دشتى- محكم و متشابه؛ (حكمت متشابهات ـ تأويل متشابهات ) عباس نقيئي- 11 اهميت و پيشينه پژوهش در مسئله محكم ومتشابهمحمد اسعدي-قرآن و نقد بهينهلطف الله ميثمي-نقد و بررسي قاعده «بلا كيف» اشاعره در آيات تشبيهيسيد محمدباقر حجتي - سيد تقي كبيري- چرا در قرآن تشابه وجود دارد؟محمد هادي معرفت-محكم و متشابه در تفسير نعمانىجواد شبيرى زنجانى- فلسفه آیات متشابه آخرین قسمتمحمد هادي معرفت  گوهر وحی/ بررسی آیات متشابه قرآنعلامه شريف رضي-فهم متشابهات در پرتو محكماتعبدالله جوادي آملي- بررسى زبان قرآن در آيات متشابهاحمد بهشتى-نقد و بررسی نظرات مردم در متشابهات قرآنسيد علي موسوي بهبهاني

نتیجه گیری :

آنچه بيش‌تر از همه مورد تأكيد دانشمندان علوم قرآن استاين كه محكم بر آياتي اطلاق مي‌شود كه تأويل و تنزيلش يكي است يعني دلالتآن بر معنا به قدري روشن و بي‌ابهام است كه نمي‌توان معناي ديگري براي آندر نظر گرفت . بنابراين « إحكام» ، صفت معنا است ، يعني خصوصيات لفظ ازقبيل تخصيص، تقييد ، نسخ و مانند آن در احكام و عدم آن نقش ندارد، چه بساآيه‌اي كه مورد نسخ، تخصيص يا تقييد قرار گرفته اما دلالتي روشن و محكمدارد.
نتيجه‌ي طبيعي اين سخن آن است كه « اِحكام» و نيز « تشابه» ،‌هم در جمله و كلام مركب ظاهر مي‌شود و هم در مفردات، با اين تفاوت كه درجمله صفت احكام تا تشابه به اسناد و نحوه‌ي ربط موضوع به محمول مربوطمي‌شود، نظير اين كه در آيه‌ي « وَجَاءَ رَبُّكَ » نسبت « آمدن» به خدا،نسبتي متشابه است، زيرا از آن بوي تجسيم به مشام مي‌رسد،‌در حالي كه درآياتي نظير آيه‌ي « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ » [ (42) ، 11] نسبت ، نسبتيمحكم است . اما در مفردات، وصفِ « اِحكام » يا « تشابه» به معاني مفرد وتصورات برمي‌گردد . به اين ترتيب حروف مقطعه به وصف احكام يا تشابه متصفنمي‌شوند زيرا بر معناي خاصي دلالت ندارد، بلكه رموزي هستند ميان خدا ورسول.

کتابنامه :

قرآن در اسلام صفحه 33 نويسنده: استاد علامه طباطبايى-

 كتاب التمهيد آيت الله معرفت ج 3،ص 152 و ص 144

بررسي مسأله محكم و متشابه در قرآن، نقيئي، عباس  ،تهران: سازمان پژوهش و برنامه‏ريزي آموزشي، انتشارات

مباحثي در علوم قرآن، ترجمه‏ محمدعلي لساني فشارکي، تهران: نشر احسان، چاپ اول

نماذج من متشابهات القرآن المجید، نعمت الله كاظمی، حوزه علمیه قم

مناهل العرفان في علوم القرآن، محمد عبدالعظيم زرقاني

محكم و متشابه؛ «حكمت متشابهات ـ تأويل متشابهات»،عباس نقيئي

 

 

                                                                                                                        ومن الله التوفیق ...


نوشتن دیدگاه


دیدگاه‌ها   

0 #9 minecraft for free tonyaoakes@web.de 1398-02-24 16:28
What's up, all is going well here and ofcourse every one is sharing facts, that's genuinely excellent, keep up
writing.
نقل قول کردن | گزارش به مدیر

0 #8 g reganmawson@yepmail.net 1398-02-22 14:21
I am extremely inspired together with your writing talents as neatly as with the format to your weblog.
Is that this a paid theme or did you customize it yourself?
Anyway stay up the nice high quality writing, it's uncommon to
look a nice weblog like this one these days..
نقل قول کردن | گزارش به مدیر

0 #7 g barrylira@t-online.de 1398-02-22 10:53
Great goods from you, man. I've understand your stuff previous to and you are just too wonderful.
I actually like what you have acquired here, really like what you're stating and the way in which
you say it. You make it enjoyable and you still take care of to keep it smart.
I can not wait to read much more from you. This is really a
terrific web site.
نقل قول کردن | گزارش به مدیر

0 #6 g carytregurtha@gmx.de 1398-02-22 09:22
Great website you have here but I was curious about if you knew of
any forums that cover the same topics talked about in this article?
I'd really like to be a part of group where I can get responses from other experienced individuals that share the same interest.
If you have any recommendations, please let me know. Thanks!
نقل قول کردن | گزارش به مدیر

0 #5 free minecraft wallacethorne@gmail.com 1398-02-17 02:56
I'm really enjoying the theme/design of your blog.
Do you ever run into any internet browser compatibility problems?

A number of my blog visitors have complained about my website not working correctly in Explorer but looks great in Firefox.
Do you have any suggestions to help fix this problem?
نقل قول کردن | گزارش به مدیر

0 #4 gamefly free trial stacieglass@gmail.com 1398-02-16 04:37
I truly love your blog.. Very nice colors & theme.
Did you build this website yourself? Please reply back as I'm looking to create my own personal site and want to find out where you
got this from or exactly what the theme is called. Many thanks!
نقل قول کردن | گزارش به مدیر

0 #3 gamefly shannondaluz@gmail.com 1398-02-14 21:51
Thanks for the auspicious writeup. It in fact used to be a enjoyment account
it. Look complex to far introduced agreeable from you!
By the way, how can we keep in touch?
نقل قول کردن | گزارش به مدیر

0 #2 gamefly free trial carrollbroadhurst@aol.com 1398-02-14 02:09
What's up, I read your blog daily. Your humoristic style is
awesome, keep it up!
نقل قول کردن | گزارش به مدیر

0 #1 gamefly marylynpaulson@yahoo.com 1398-02-13 05:27
Have you ever considered publishing an e-book or guest authoring on other sites?
I have a blog based upon on the same ideas you discuss and would love to have you share some stories/information. I know my visitors
would appreciate your work. If you are even remotely interested,
feel free to shoot me an e-mail.
نقل قول کردن | گزارش به مدیر

حدیث

امام حسن (سلام الله علیه) : مَن عَرَفَ اللَّهَ أحَبَّهُ. هر كس خدا را بشناسد، دوستش بدارد. دوستی در قرآن وحدیث: ص414 – ح 963

ورود کاربر

  1. مجلات قرآنی
  2. تدبر در کلام وحی
پژوهشهای قرآن و حدیث

پژوهشهای قرآن و حدیث

مجله پژوهش های قرآن و حدیث دارای رتبه علمی -...
قرآن وحدیث

قرآن وحدیث

اين نشريه از انتشارات انجمن علوم قرآن و حدیث...
فصلنامه پژوهش‌هاى قرآنى

فصلنامه پژوهش‌هاى قرآنى

فصلنامة «پژوهش‌هاى قرآنى» نشريه‌اى تخصصى در...
فصلنامه پیام جاویدان

فصلنامه پیام جاویدان

فصلنامه پیام جاویدان »پيام جاويدان» به صورت...
شناخت چهره واقعی منافقین

شناخت چهره واقعی منافقین

فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَر...
اولی الامر کیست؟

اولی الامر کیست؟

سوره نساء آیه شریفه: ۵۹ أَطِیعُواْ اللّهَ وَ...
ماهیت واقعی مشرکین وکفار

ماهیت واقعی مشرکین وکفار

آیه ششم سوره مبارکه بقره: إِنَّ الَّذینَ کَف...
جانشینان پیامبر(ص)

جانشینان پیامبر(ص)

سوره نساء آیه شریفه: ۵۹ أَطِیعُواْ اللّهَ وَ...

پیوند ها